فراوانی بیش از حد منجر به ذهنیت بی میلی خواهد شد که در نهایت سبک زندگی بی تحرک را به وجود خواهد آورد. اغلب فرزندان افراد متمول، مستعد این موضوع هستند. ارزشهایی نظیر تلاش سخت و شکیبایی که باید با آنها موفقیت ماندگار ایجاد کنیم دیگر برای ما مردم آمریکا که سالها رفاه را تجربه کرده ایم جذاب نیستند. حقیقت این است که از خود راضی بودن به تمام امپراتوری های بزرگ لطمه وارد کرده است. چون مردم همیشه به سطح خاصی از موفقیت میرسند و بعد احساس راحتی میکنند. وقتی ما- با تجربه خوشبختی، سلامتی، رفاه و ثروت- از خود راضی میشویم آنگاه کارهایی که ما را به آنجا رسانده، فراموش میکنیم و دیگر آنها را انجام نمیدهیم. موفقیت واقعی و ماندگار نیازمند حجم بالایی از کار و تلاش سخت و مداوم است.
کتاب اثر مرکب به ما میآموزد که هیچ موفقیتی یکشبه به دست نمیآید و هر نتیجهی بزرگ، حاصل مجموعهای از تصمیمهای کوچک، مداوم و بهظاهر بیاهمیت است. همانطور که یک قطرهی آب شاید در ابتدا اثری نداشته باشد، اما وقتی بارها بچکد، حتی میتواند سنگ را سوراخ کند. دارن هاردی این اصل را با مثالی ساده توضیح میدهد: انتخاب بین سه میلیون دلار نقد همین امروز یا یک سنت که هر روز دو برابر میشود تا ۳۱ روز. بیشتر افراد پول نقد فوری را انتخاب میکنند، اما در پایان ۳۱ روز، همان یک سنت به بیش از ۱۰ میلیون دلار میرسد. این همان قدرت اثر مرکب است؛ تغییرات کوچک که در طول زمان نتایج خارقالعادهای ایجاد میکنند.
یکی از اصول کلیدی کتاب، توجه به عادتهاست. زندگی ما بازتاب مستقیم عادتهای روزانهی ماست. خوردن یک همبرگر یا نخوردن آن شاید در یک روز هیچ تفاوتی ایجاد نکند، اما در طول چند سال سرنوشت سلامت فرد را تغییر میدهد. همانطور که نیم ساعت مطالعهی روزانه میتواند در پنج سال آینده کسی را به فردی دانا و موفق تبدیل کند، در حالی که صرف همان نیم ساعت در شبکههای اجتماعی ممکن است به هیچ دستاوردی ختم نشود. انتخابهای کوچک، مثل سنگریزههایی هستند که در آب انداخته میشوند و امواج آنها دیر یا زود به زندگی ما بازمیگردند.