حاشیه نگار

با شوخی و جدی های من همراه باشید

فیلسوف آبزی:)

 

معلوم نیست که ایرانی نژاد است یا ترک نژاد. هم زبان ترکی می‌دانسته و هم زبان فارسی ولی تا آخر در جامه و زی ترکان می‌زیسته است. 

غالباً کنار نهرها و جویبارها و یا گلزارها و باغستان ها سکنی می‌گزید و شاگردان همانجا از محضرش استفاده می‌کردند. ص ۴۶۶

مرکز ثقل فلسفه

شخصیت بوعلی در زمان حیاتش و شهرت کتابهایش بعد از خودش - که محور بحث میان اهل علم بود و متخصصان آن کتب بیشتر در ایران یافت می‌شدند - سبب شد که مرکز ثقل فلسفه و طب از بغداد به ایران منتقل شود.| ۴۷۴

تحسین شعر حافظ

میر سید شریف اهل گرگان و شاگرد قطب الدین رازی است. آنگاه که شاه شجاع ابن مظفر به گرگان آمد او را با خود به شیراز برد و تدریس در مدرسه دارالشفا را به او واگذار کرد.

«گویند یکی از کسانی که در درس او شرکت می‌کرد خواجه لسان الغیب حافظ شیرازی بود.

میر سید شریف هر گاه در محضر او شعر خوانده می‌شد می‌گفت به عوض این ترهات به فلسفه و حکمت بپردازید اما وقتی شمس الدین محمد (حافظ) وارد می‌شد خود سید از او می‌پرسید بر شما چه الهام شده است ؟!

غزل خود را بخوانید. شاگردان او اعتراض کردند که این چه رازی است که ما را از سرودن شعر منع میکنی ولی به شنیدن شعر حافظ رغبت نشان می‌دهی؟

او در پاسخ میگفت شعر حافظ همه الهامات و حدیث قدسی و لطایف حکمی و نکات قرآنی است.» ۴۹۶

غرور بوعلی را خواستارم

گویند بوعلی که معمولا معاصران خود را به چیزی نمی‌گرفت! از ابوالخیر به نیکی یاد کرده و گفته: ابوالخیر را در ردیف دیگران نباید شمرد. خداوند ملاقات او را روزی کند. ۴۷۱