جالب و خواندنی:

صلح حدیبیه در سال ششم هجری میان پیامبر (ص) و قریش بسته شد. پس از آنکه مشرکان مانع ورود مسلمانان به مکه برای زیارت خانه خدا شدند، پیمانی ده‌ساله امضا شد: بازگشت بدون زیارت در آن سال، آتش‌بس، و بازگرداندن فراریان مکه به مدینه. مسلمانان ابتدا ناراضی بودند، ولی قرآن آن را «فتح مبین» خواند. این صلح فرصت تبلیغ و افزایش قدرت اسلام را فراهم کرد و دو سال بعد، قریش با نقض پیمان، زمینه فتح مکه را داد.

متن تاریخ:

مورخین می نویسند هنگامی که مذاکرات مقدماتی برای نوشتن و تنظیم صلحنامه میان رسول خدا(ص)و سهیل بن عمرو (نماینده بت‌پرستان مکه) انجام شد عُمر خطاب از جا برخاست و به نزد ابو بکر - دوست صمیمی خود - آمده و با ناراحتی از او پرسید: مگر این مرد پیغمبر خدا نیست؟

ابو بکر گفت: چرا!

عمر گفت: مگر ما مسلمان نیستیم؟

ابو بکر گفت: چرا.

عمر گفت: مگر اینها مشرک نیستند؟

ابو بکر گفت: چرا.

عمر گفت: پس با این وضع چرا ما زیر بار ذلت برویم و خواری را برای خود بخریم؟

8723/

ابو بکر گفت: هر چه هست مطیع و فرمانبردار وی باش که او رسول خدا است!اما عمر قانع نشد و به نزد آن حضرت آمده و همان سؤالات را تکرار و چون پرسید: پس چرا ما باید زیر بار ذلت و خواری برویم؟

رسول خدا(ص)فرمود: این دیگر امر خداست و من نیز بنده و فرمانبردار اویم و نمی توانم امر او را مخالفت کنم. عمر گفت: مگر تو نبودی که به ما وعده دادی بزودی خانه خدا را طواف خواهیم کرد؟

فرمود: چرا، من چنین وعده دادم ولی آیا وقت آن را هم تعیین کردم؟و هیچ گفتم که همین امسال خواهد بود؟

عمر گفت: نه.

فرمود: پس به تو وعده می دهم که این کار انجام خواهد شد و ما خانه خدا را طواف و زیارت خواهیم کرد.

عمر دیگر سخنی نگفت و رفت. (4)

و در بسیاری از تواریخ اهل سنت و دیگران است که عمر بارها می گفت: من آن روز در نبوت پیغمبر شک و تردید کردم.

علی(ع)متن قرارداد را می نویسد
پس از این مذاکرات رسول خدا(ص)علی(ع)را طلبید و به او فرمود: بنویس:

«بسم الله الرحمن الرحیم »

سهیل بن عمرو گفت: من این عنوان را به رسمیت نمی شناسم، باید همان عنوان رسمی ما را بنویسی «بسمک اللهم »و علی(ع)نیز به دستور رسول خدا(ص)همان گونه نوشت.

آن گاه فرمود: بنویس «این است آنچه محمد رسول الله با سهیل بن عمرو نسبت به آن موافقت کردند. . .

سهیل گفت: اگر ما تو را به عنوان «رسول الله »می شناختیم که این همه با تو جنگ و کارزار نمی کردیم، باید این عنوان نیز پاک شود و به جای آن «محمد بن عبد الله »نوشته شود، پیغمبر قبول کرد و چون متوجه شد که برای علی بن ابیطالب دشوار است عنوان «رسول الله »را از دنبال نام پیغمبر پاک کند خود آن حضرت انگشتش را پیش برده و فرمود: یا علی جای آن را به من نشان ده و بگذار من خود این عنوان را پاک کنم و به دنبال آن فرمود:

«اکتب فان لک مثلها تعطیها و انت مضطهد».

[بنویس که برای تو نیز چنین ماجرای دردناکی پیش خواهد آمد و به ناچار به چنین کاری راضی خواهی شد! (5) ]

و سپس مواد زیر را نوشت:

1. جنگ و مخاصمه از این تاریخ تا ده سال (6) میان طرفین ترک شود و به حالت جنگ پایان داده شود.

بیشتر در:

hawzah.net/۸۷۲۳